اهمیت بازی در یادگیری کودکان

شما ‌هم خیلی وقت‌ها از دویدن‌ها و بالا و پایین پریدن‌های کودک‌تان کلافه می‌شوید و آرزو می‌کنید تنها برای دقایقی در سکوت روی مبل بنشیند و کاری نکند؟ واقعیت آن است که تاثیر بازی برکودکان بسیار قدرتمندتر از آن چیزی است که بسیاری از والدین تصور می‌کنند. بازی و یادگیری دو جز جدایی ناپذیر هستند. شاید اغراق نباشد اگر بازی را برای کودک جز نیازهای اولیه او بدانیم. حین بازی به طرز شگفت‌انگیزی مهارت های تفکر کودک شما در حال رشد و پرورش است. مادر و پدر عزیز! شغل کودک خود را بازی کردن بدانید و تا می‌توانید برای کودکتان بستر لازم را برای تجربه بازی‌های ذهنی و حرکتی فراهم کنید.

فهرست مطالب

اهمیت بازی در دوران کودکی

بازی نقش مهمی در زندگی کودک دارد. کودک از طریق بازی دنیای پیرامون خود را می‌شناسد، احساسات و افکار خود را درک، پردازش و بیان می‌کند و استعدادها و خواسته‌هایش را بروز می‌دهد. زمانی که کودک در قالب شخصیتی خیالی فرو می‌رود، خودش را جای او می پندارد و سعی می‌کند در موقعیت‌های مختلف عملکرد مشابه آن شخصیت را داشته باشد. مهارت‌های اجتماعی او پرورش می‌یابد و برای قرار گرفتن در موقعیت‌های مختلف حرفه‌ای در آینده آماده می‌شود.

 

زمانی که ما با کودک خود بازی می‌کنیم این پیام را به او می‌دهیم که تو برای من مهم هستی. این امنیت روانی و احساس ارزشمندی که در وجود او شکل می‌گیرد، سنگ بنای ارتباط موثر و سرنوشت سازی است که در سالهای پیچیده جوانی و نوجوانی فرزندمان برای ما راهگشا خواهد بود.
بازی با دوستان به کودک کمک می‌کند تا مهارت‌هایی مثل گوش‌دادن، سازش و حل مسئله را تمرین کند. اکثر اوقات در بازی‌های گروهی، خلاقیت بچه‌ها در پیدا کردن راه‌حل‌های آنی بیشتر از قوانین و مقررات از‌پیش تعیین شده مثمرثمر است و به ‌نوعی زمینه‌ساز پرورش تفکر خلاق به‌حساب می‌آید. به علاوه اینکه این موقعیت‌ها فرصتی بی‌بدیل را برای آمادگی در برابر چالش‎‌های دنیای بزرگسالی فراهم می‌کند.

 

 

آیا می‌دانید ما در کلاس‌های بومرنگ فضایی را برای پرورش مهارت‌های مهمی چون حل مسئله، انعطاف‌پذیری‌، توجه و تمرکز و … برای کودک شما فراهم می‌کنیم؟ برای آشنایی با دوره‌ها و نحوه شرکت در کلاس‌ها اینجا را کلیک کنید.

 

متناسب بودن بازی با سن کودک

با رشد کودک بسیاری از بازی‌ها از حالت ملموس و عینی به حالت انتزاعی درمی‌آید، ظرفیت‌های ذهنی بیشتری درگیر فعالیت شده و مهارت‌های تفکر او تقویت می‌شود. کودک بین چهار تا نه سالگی تغییرات بزرگی را در رشد اجتماعی و عاطفی تجربه می‌کند. این تغییرات در شیوه بازی کودک خود را نشان می‌دهد.

برای مثال، کودک چهارساله ممکن است روی بازی‌های حرکتی مانند لی‌لی و جست‌وخیز متمرکز شود و یا فعالیت‌های عینی زندگی روزمره مانند غذا دادن و خواباندن نوزاد را در بازی‌های خود بگنجاند. این درحالی است که  کودک نه‌ساله احتمالا وقت بیشتری را با سوال و جواب‌های کنجکاوانه ‌می‌گذراند. هرچه کودک بزرگ‌تر می‌شود و ظرفیت تفکر انتزاعی او افزایش پیدا می‌کند، به سمت بازی‌های خیالی پیچیده‌تر و نقش‌ها و موقعیت‌های قابل باورتر سوق پیدا می‌کند. این تغییراتی که در مدل بازی کودک اتفاق می‌افتد، بخش مهمی از رشد سالم او است. بزرگسالان می‌توانند با همراهی  کردن کودک، رشدِ او را حمایت کنند.

 

 

چهار زمینه یادگیری از طریق بازی در دوران کودکی 

یادگیری از طریق یادآوری مفاهیم آشنا

هنگامی‌که کودک در جریان بازی با پدیده‌ای برخورد می‌کند که:

  • به کلمات یا مفاهیم آموخته شده از قبل مرتبط است.
  • او را یاد یک داستان، آهنگ یا کارتون مورد علاقه‌اش می‌اندازد.
  • برای او یادآور یک مناسبت به‌یادماندنی مثل یک مراسم خانوادگی، یک جشن تولد و یا وقت‌گذرانی با دوستانش است.

در این صورت یادگیری عمیق‌تر و موثرتری برای او اتفاق می‌افتد.

 

بچه ها در جشن تولد شادی می کنند

 

یادگیری از طریق تعامل اجتماعی

از لذت‌بخش‌ترین فعالیت‌های کودک بازی با دیگران است. بازی‌های تعاملی بهترین فرصت را برای رشد مهارت‌های اجتماعی کودک ایجاد می‌کند.

کودک در سنین چهار تا شش سالگی زمان زیادی را با بزرگسالان، مراقب، خواهر و برادر خود می‌گذراند. او یاد می‌گیرد نوبت را رعایت کند. همان طورکه نظراتش را بیان می‌کند و با احساساتش آشنا می‌شود، حرف‌های دیگران را می‌شنود و به احساسات دیگران توجه می‌کند.

با بزرگ‌تر شدن کودک، در دوره سنی هفت تا نه سال، گروه‌های همسالان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و کودک ممکن است زمان بیشتری را به بازی با دوستان خود اختصاص دهد. او می‌آموزد که چگونه می‌تواند از ایده‌های همسالان خود استفاده کند، بر سر اختلاف‌نظرها یا دیدگاه‌های مختلف مذاکره کند و بازی‌های پیچیده ای را طراحی کند.

 

یادگیری از طریق یک موقعیت شاد و لذت بخش

کودک وقتی بازی‌ را شاد، مهیج و پرشور می‌یابد، یادگیری بیشتری برای او شکل می‌گیرد. در دوران کودکی، بازی هنگامی می‌تواند شادی‌آفرین باشد که:

  • با نیازهای اجتماعی کودک مانند ایجاد دوستی با گروه همسن و سالان همسو باشد.
  •  کودک را درگیر یک فعالیت فیزیکی بکند که بسته به علاقه و سن کودک می‌تواند شامل فعالیت در فضای باز، بازی‌های بدون قاعده و پرجست‌وخیز و یا بازی‌های تمرکزی و تعادلی باشد.
  •  چالش‌برانگیز اما امکان‌پذیر است. به شکلی که کودک ممکن است در ابتدا با مشکل مواجه شود، ولی در ادامه با تشویق و حمایت موفقیت را تجربه کند.
  • کودک از بازی لذت فراوان ببرد و موقعیت‌های خنده و شادی در طول بازی زیاد به‌وجود بیاید.

 

یادگیری از طریق تکرار

کودک از طریق تلاش‌های مداوم در برابر یک چالش و یا آزمودن روش‌های مختلف برای حل یک مسئله مشخص، دستاوردهای زیادی را در مسیر یادگیری به‌دست‌می‌آورد. در دوران کودکی مواجه شدن با یک بازی چالشی با شرایط زیر تاثیراتی شگرف را در روند رشد شناختی کودک خواهد گذاشت.

  • کودک بارهاوبارها، حتی بدون تشویق بزرگسالان، با آن چالش دست‌وپنجه نرم کند.
  • بازی قابلیت ایجاد چالش‌های جدیدی را داشته باشد.
  • کودک این فرصت را داشته باشد که شکست بخورد، اشتباه کند و همچنان به تلاش خود ادامه دهد.

کودکان در فضای باز در حال دویدن دنبال توپ

 

بازی هدفمند چیست؟

بازی هدفمند پنج ویژگی دارد:

  • به کودک امکان انتخاب می‌دهد که چه کاری انجام دهد.
  • برای کودک سرگرم‌کننده و لذت‌بخش است.
  • خودبه‌خود پیش می‌رود نه اینکه دستورالعملی برای دنبال‌کردن به بچه‌ها داده‌شود.
  • با انگیزه ذاتی کودک درمورد آنچه که می‌خواهد انجام دهد هدایت می‌شود.
  • یک محیط بدون خطر ایجاد می‌کند که در آن بچه‌ها می‌توانند آزمایش‌کنند و ایده‌های جدید را امتحان کنند.

در بازی هدفمند، کودک به جای اینکه منفعلانه آموزش ببیند، در کنار همسالان خود نقش‌هایی را بر عهده می‌گیرد و طبق قوانین بازی که خودشان ایجاد کرده‌اند، به کودکان دیگر پاسخ می‌دهد. در طول بازی کودکان ممکن است قوانین را به صراحت بیان کنند، آن‌ها را به صورت مشارکتی شکل دهند و یا از یک رهبر منتخب پیروی کنند. همه این موارد می‌تواند یادگیری‌های مفیدی برای کودک به‌همراه داشته باشد.

 

 

چرا گنجاندن بازی در کلاس درس مهم است؟

بازی در فضای درس نیز به کودکان در یادگیری و رشد همه جانبه کمک می‌کند. دانش آموزان در چنین فضایی سوال‌ می‌پرسند، ابراز وجود می‌کنند، با دیگران همکاری می‌کنند و دست به ریسک‌های خلاقانه می‌زنند. کنجکاوی طبیعی آنها سرکوب نمی‌شود و هیجان یادگیری چیزهای جدید را از دست نمی‌دهند. همه این موارد با ایجاد سرگرمی در یادگیری برای کودکان حاصل می‌شود.

در حین بازی، مربیان کودک در مورد قوانین و روند حاکم بر بازی از کودکان سوال می‌کنند و سپس کودکان را از طریق دانش خودشان به برقراری ارتباط با جهان گسترده ترغیب می‌کنند. معلمان یادگیری را در ساختارهایی هدایت می‌کنند اما این کار را با نشاط و به‌راحتی و با تمرکز ویژه بر اهدافی که در ذهن دارند انجام می‌دهند. آموزش مهارت‌های تفکر انتقادی، بهبود توانایی‌های زبانی، گسترش دامنه‌ی دانش و افزایش آگاهی عاطفی اجتماعی، از جمله دستاوردهای آموزش همراه با بازی است. به عنوان مثال مربی این فرصت را به دانش‌آموزان می‌دهد تا به کمک تصورات خود چیزی را طراحی کنند. سپس از آنها می‌خواهد که توضیح دهند چرا چنین چیزی را ساخته‌اند، کاربرد آن چیست و یا چطور می‌توانند بهره‌وری آن را افزایش دهند. این تعامل با معلم به خلاقیت کودکان کمک می‌کند و در عین حال آنها را به چالش می‌کشد تا در مورد سازه خود بیش از پیش فکر کنند.

 

بازنویسی شده از سایت : www.whitbyschool.org